عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

91

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

آن وقت به مرور جرأت نموده جمع مىشوند . حالا به واهمهء اينكه مبادا شيخ مايل به سكونت آن‌ها نباشد ، اقدام نمىكنند و حال آنكه اين خيال واهى است . شيخ به هيچ‌وجه مانع نيست . شيخ محمد خان ، برادر معزّ السّلطنه ، در نخلستانى كه دو ساعت فاصلهء بلم دارد از بصره ، منزل كرده است و سالى هزار و دويست تومان بابت مخارج معزّ السّلطنه به او مىدهد ، ولى با وجود اين شاكى است . قريب شصت نفر جمعيّت دارد . جريب آنها شصت در شصت ذرع شاه « 1 » است و موازى يكصد الى يكصد و پنجاه درخت خرما دارد و قريب 20 خروار تبريز ثمر خرما مىدهد ، يعنى يكصد من محمّره و هر من معادل 22 من و نيم تبريز است . شيخ مزعل خان را دو طايفه صديقند : عربض « 2 » و حنظل . فلّاحان و تفنگچى شيخ به تعداد پنج هزار مىرسند ولى آنچه نسبت به او صديقند هزار نفر مىشوند . هيزم كارن را جناب نظام السّلطنه ، برطبق شرحى كه حقير در كتابچهء سفر سابق نوشته ، قدغن نموده‌اند كه به سمت بصره نبرند . ولى هنوز محكم نشده . روز گذشته دوشنبهء غرهء [ رجب ] در روى نهر عشار بصره مهيله [ اى ] ديدم پر از هيزم كه از سمت كارن آورده بودند از قرار تحقيق ، سالى اقّلا پانصد مهيله حمل مىكنند كه مهيله‌اى ده تومان الى 20 تومان قيمت دارد . سابق كه قدغن بود از ملك عثمانى اسب به خارج حمل نكنند ، هر سالى پنج هزار الى ده هزار رأس از راه محمّره مىبردند و گمرك هر رأس ده تومان بود . عثمانى براين نكته ملتفت شده كه مبلغ گمرك عايد ايران مىشود و اذن حال داده از طرف بصره و عمّاره حمل مىكنند و از راه محمّره تنزّل نموده و هرسال سيصد الى هفتصد بيشتر نمىبرند و ظاهرا مبلغ پنج تومان بيشتر نمىگيرند . نخلستان امّ الحفيف بصره كه در نزديكى محمره است ، يك فرسخ در يك فرسخ زمين است از قرار تحقيق حالا هرسال يك كرور تومان قيمت فروش خرماى حلّاوى ( حلّاوه ) آنجا است كه بر تمام خرماهاى بصره ترجيح دارد . امروز فلاحت نخل بر همه چيز ترجيح دارد ، خاصّه در بصره و محمّره كه از بابت جزر و مدّ دريا و شطّ العرب خود مشروب مىشود و با كشتى حمل به خارج مىشود . فروش تمام خرماهاى محمّره را سالى تا يك‌صد هزار و اندى تومان مىگويند ، تخمين شده . جمعيت بصره حال به يكصد هزار نفر مىرسد . شب سه‌شنبه 2 [ رجب ] را در منزل قونسل موعود « 3 » شديم با جمعى .

--> ( 1 ) . ذرع شاه : فاصلهء دو دوست را چون از هم باز كنند . اين تركيب در سفرنامهء ناصرخسرو آمده است ( توضيح استاد دبيرسياقى ) ( 2 ) . احتمالا عريض است . ( 3 ) . دعوت